محمد باقر سعيدى روشن

84

علوم قرآن ( فارسى )

معرّفى كنندهء مصاديق علت و معلول نمىباشد . اعجاز نيز به عنوان يك پديده ، علت خاص خويش را دارد ، و چنانچه تجارب علمى بشر راهى براى شناخت علتهاى فرا طبيعى و كيفيت تأثير آنها در عالم مادى ندارد ، به لحاظ محدوديت قلمرو ابزارهاى دانش تجربى است . دانش تجربى بشر تا آنجا پيش رفته است كه درمان يك بيمارى را با شناسايى علت طبيعى آن بداند . اما نمىتواند اين داورى را داشته باشد كه هيچ گونه علت غير طبيعى ديگرى همچون دم مسيحايى نمىتواند موجب درمان آن درد باشد . به عبارت ديگر تجربه هيچ گاه نمىتواند علت منحصره را معين كند و تفسيرى جامع براى ارتباط ميان تمام پديده‌هاى عالم ارائه دهد . « 1 » با توجه به آنچه ذكر شد معلوم گرديد كه استناد به تغيير ناپذيرى سنت الهى - وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا « 2 » - نيز براى نفى معجزات و يا تحليل مادى آنها ، بىربط مىنمايد . زيرا اعجاز نيز خود از جمله سنن الهى است و دايره سنت الهى ، هم فراگير امور عادى است ، و هم امور خارق عادت و معجزات را پوشش مىدهد . اعجاز پرتوى از نيروى بيكران الهى برخى از محدود انديشان كه به نوعى متأثر از گرايشات پوزيتويستى و ماديگرى محض مىباشند ، كوشيده‌اند كه معجزات انبيا را نيز در قلمرو فرآيندهاى طبيعى توجيه نمايند . ايشان گفته‌اند : پيامبران در ميان اقران و ابناى زمان ، ذهنهاى دامن گسترى داشته و بهره‌ور از دانش حساسى بوده‌اند كه ديگران فاقد آن آگاهى بوده‌اند . در پرتو همين طبيعت شناسى ، اسرارى از جهان طبيعت را در معرض ديد همگان قرار مىداده‌اند كه آنان را شگفت زده مىكرده است .

--> ( 1 ) ر . ك : الميزان 1 / 80 . ( 2 ) احزاب / 62 .